تبليغاتX
ترنج

بسم الله

برغم تحركات رسانه هاي غربي ديروز راهپيمايي 13آبان در تهران باشكوه تر از سالهاي پيش و با حضور انبوه مردم برگزار شد و جريان فتنه گر موسوم به جنبش سبز كه به زحمت جمعيت آنها از چند صد نفر تجاوز مي كرد، در اجراي تمامي فتنه هاي برنامه ريزي شده خود ناكام ماند؛ به طوري كه بسياري از تحليلگران عقيده دارند آمريكا ديروز آخرين اميدهاي خود را هم از دست داد.
گروههاي شركت كننده در راهپيمايي باشكوه 13آبان با سر دادن شعارهاي «خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست»، «مرگ بر منافق» و... مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني را در برابر لانه جاسوسي برگزار كردند.
در اين مراسم غلامعلي حداد عادل، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس روز 13آبان را يادآور مفهوم «استقلال» خواند و تاكيد كرد: مردم در دوران قاجار و پهلوي ها مي دانستند كه استقلال كشور مخدوش شده است. مردم به ويژه نسل حاضر در انقلاب، دخالت مالكانه آمريكا را از 28مرداد 32 تا 22بهمن 57 در حافظه داشتند. نمونه بارز دخالت آمريكا در استقلال ايران احياي كاپيتولاسيون يا حذف مسئوليت كنسولي بود.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، با تاكيد بر اين كه آمريكا در پيروزي انقلاب بيش از هر چيز از مردم سالاري ديني وحشت داشت، گفت: اين وحشت در انتخابات 22 خردادماه 88 قابل مشاهده است. وقتي 40ميليون نفر با 85 درصد مشاركت پاي صندوق ها حاضر شدند، وقتي مردم با آن نظم، شور و آزادي مدني انتخابات را برگزار كردند زنگ خطر براي آمريكا به صدا درآمد.
وي تاكيد كرد: آمريكا از الگو شدن مردم سالاري ديني ايران وحشت دارد به همين دليل موضوع تقلب در انتخابات را دامن زد و شيريني حضور باشكوه و انبوه مردم را در كام آنان تلخ كرد و از افرادي كه ادعا كردند در انتخابات تقلب شده حمايت كرد.
حداد عادل افزود: كساني بودند كه در عصر روز انتخابات اعلام كردند پيروز شدند و فرداي انتخابات گفتند در انتخابات تقلب شده است. اين افراد كساني بودند كه نه براي پيروزي و نه براي تقلب دليلي مطرح نكردند.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، تاكيد كرد: آن كسي كه از آرا صيانت كرد و در برابر سايت ها و پايگاههاي اينترنتي ايستادگي و حمايت كرد مقام معظم رهبري بود. مقام معظم رهبري مثل هميشه و همانند امام(ره) از آراي مردم حمايت كردند. سخن منطقي و صريح رهبري اين بود كه دلايل تقلب را از راههاي قانوني دنبال كنيد. ايشان تاكيد كردند جمهوري اسلامي اهل تقلب نيست و از سران فتنه خواستند اردوكشي هاي خياباني متوقف شود اما آنان توجه نكرده و هم سويي با بيگانگان را ادامه دادند.
وي اظهار كرد: امروز نيز بيانيه مي دهند ولي از تسخير لانه جاسوسي سخني به ميان نمي آورند و اين حيرت آور است كه كسي از 13آبان سخن بگويد ولي از اين واقعه مهم سخني نگويد. اين بيانيه كه سخني از ظلم و ستم آمريكا در قبل و بعد از انقلاب به ميان نياورده به مذاق آمريكا خوش آمده و از شبكه هاي آمريكايي پخش مي شود. اين آقايان جواب ايثارگران، شهدا و جانبازان را چگونه مي دهند؟ فرداي قيامت آنها پاسخ امام(ره) را چگونه خواهند داد؟
حداد عادل افزود: اين هايي كه دم از امام(ره) مي زدند و مي زنند جواب فرزندان امام(ره) يعني دانش آموزان و دانشجويان را چه خواهند داد؟ اينان بايد پاسخ دهند كه دشمنان ايران بيشتر خوشحال شدند يا ملت ايران و عجيب اين است كه افرادي براي سازش در مجلس ششم تلاش مي كردند امروز در مسئله هسته اي اظهار نگراني و دلسوزي مي كنند و در واقع مي خواهند خود را در اين باره نگران نشان دهند.
آمريكا دشمن شماره يك
ملت ايران و مظلومان جهان
همچنين شركت كنندگان در مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني طي قطعنامه اي وحدت و وفاق ملي تنها بر محوريت ولايت فقيه را در عبور از توطئه هاي نظام استكبار كارآمد دانستند.
راهپيمايان روز سيزدهم آبان در قطعنامه خود تاكيد كردند كه تا هنگامي كه آمريكا مداخله در امور داخلي ايران را همچنان سرلوحه سياست خارجي خود مي داند و از هرگونه توطئه عليه اسلام و انقلاب فروگذار نمي نمايد هيچ گونه مذاكره و رابطه اي را به رسميت نمي شناسيم بلكه آمريكا را همچنان دشمن شماره يك ملت ايران و مظلومان جهان مي دانيم.
در بخش ديگري از اين قطعنامه آمده است: ملت بزرگ ايران حماسه آفريني در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم را كه مشاركت سياسي بي نظير در جهان محسوب مي گردد، افتخار ملي دانسته و هرگونه رفتار، موضع گيري و اقدامي را كه پايه هاي جمهوريت و اسلاميت نظام را زير سؤال ببرد و دشمنان قسم خورده ملت را شاد نمايد به شدت محكوم نموده و به فرموده رهبر فرزانه انقلاب، «آمريكايي ها به برخي مسائل و غائله هاي بعد از انتخابات دل خوش نكنند زيرا جمهوري اسلامي ايران عميق تر و ريشه دارتر از اين حرف ها است و نظام اسلامي بر حوادث بسيار سخت تر از اين مسائل هم فائق آمده است» و لذا اين فرموده رهبري موضع قاطع ملت ايران است.
مرگ جنبش سبز آمريكايي
با وجود برنامه ريزي چند هفته اي و گسترده داخلي و خارجي، تمامي طراحي هاي آشوبگران و اربابان خارجي آنها در روز 13 آبان ناكام ماند به گونه اي كه عملا مي توان گفت جنبش سبز آمريكايي در ايران اكنون كاملا مرده است.
روز گذشته و در حالي كه رسانه هاي وابسته به جريان فتنه گر در فضاي اينترنت و همچنين شبكه هاي ماهواره اي مانند بي بي سي فارسي و تلويزيون صداي آمريكا بيش از 15 روز است مردم تهران و ديگر شهرهاي بزرگ ايران را براي پيوستن به آشوب ها در روز 13 آبان تحريك مي كنند، مجموعه تحركات آشوبگران با بي اعتنايي كامل مردم مواجه شد و با بي آبرويي كامل ناكام ماند.
آشوبگران از چند روز قبل برنامه ريزي هاي مفصلي براي روز 13 آبان انجام داده بودند تا شايد بتوانند ماهيت ضد آمريكايي و ضد استكباري اين روز را تحت تاثير قرار بدهند و آن را به فرصتي براي فتنه گري در شهرهاي بزرگ تبديل كنند. اولين برنامه آشوبگران كه حمايت افرادي مانند مهدي كروبي و ميرحسين موسوي را هم با خود داشت اين بود كه به جاي سفارت امريكا تجمعي روبروي سفارت روسيه ترتيب بدهند. اين اقدام كه به فرموده امام راحل (ره) هدفي جز به فراموشي سپرده شدن شعار مرگ بر امريكا ندارد ديروز به طور كامل ناكام ماند و هيچ تجمعي جلوي سفارت روسيه برگزار نشد. برخي از شنيده هاي خبرنگار كيهان حاكي از آن است كه آشوبگران با اين استدلال كه «نبايد روابط خود را با قدرت هاي بزرگ خراب كنند» از تجمع جلوي سفارت روسيه منصرف شده اند! سازمان مجاهدين هم روز سه شنبه از آشوبگران خواسته بود جلوي هيچ سفارتخانه خارجي تجمع نكنند.
مهم ترين فاز برنامه جريان آشوبگر اما اين بود كه به ناآرامي روز 13 آبان ماهيت دانشجويي ببخشد تا بعدا نيز بتواند از تبعات آن در محيط دانشگاه ها تا روز 16 آذر بهره برداري نمايد. به همين منظور برنامه آشوبگران اين بود كه از مبدا دانشگاه هاي تهران و اميركبير به سمت ميدان هفت تير راهپيمايي هايي ترتيب بدهند. اين پروژه هم روز گذشته مطلقا مجال اجرا نيافت. ديروز با وجود اينكه با تصميم حراست هاي دانشگاه هاي تهران و اميركبير درهاي اين دو دانشگاه كاملا باز بود هيچ دانشجويي از اين دو دانشگاه خارج نشد و لذا راهپيمايي مورد نظر آشوبگران به هيچ وجه شكل نگرفت.
به اين ترتيب، آشوبگران كه نتوانسته بودند جمعيتي بيش از چند صد نفر بسيج كنند، محل تمركز خود را ميدان هفت تير قرار دادند. به فاصله كمتر از چند ساعت از حضور اين عده در ميدان هفت تير كه با درگيري هاي پراكنده با نيروي انتظامي همراه بود مردم انقلابي تجمع كننده روبروي لانه جاسوسي آمريكا كه تعداد آنها اين بار بيش از 3 برابر سال هاي گذشته تخمين زده مي شد به سوي ميدان هفت تير سرازير شدند و در زماني كمتر از چند دقيقه و با فرار دستجمعي آشوبگران ميدان هفت تير به تسخير تظاهركنندگان انقلابي درآمد.
پس از اين حادثه، آشوبگران كه به شدت از مواجهه با خيل راهپيمايان انقلابي پرهيز مي كردند به خيابان هاي مطهري، بهشتي و چند خيابان مابين آنها گريختند و در آن خيابان ها هم كاري بيش از آتش زدن سطل هاي آشغال وسنگ پراكني به جانب مردم از آنها برنيامد. تهران از حدود ساعت 4 بعد از ظهر ديروز كاملا آرام بود و جريان آشوبگرا كه ليدرهاي اصلي آنها شناسايي و دستگير شده اند، يكي از سهمگين ترين ضربه هاي چند ماه گذشته را دريافت كرد. 13 آبان كه روز اشغال جاسوسخانه آمريكا در تهران است، به روز زوال جاسوسان خياباني آمريكا هم تبديل شد.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

رنگ سبز كه در فرهنگ ايراني- اسلامي نمادي مقدس و معنوي به شمار مي رود، در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري از سوي اقليتي قانون گريز و اغتشاشگر مي رفت تا به نقابي براي پوشاندن مقاصد سياه تبديل شود اما ديروز جوانان انقلابي ايران زمين، در راهپيمايي پرشكوه 13 آبان اميد دشمنان را به يأس مبدل كردند.
هزاران تن از دانش آموزان و دانشجويان غيور با پوشيدن لباس و بستن سربندهاي سبز كه مزين به اذكار «يا مهدي ادركني»، «يا زهرا»، «عاشقان شهادت» و... بود شعارهايي همچون «سبز فقط سبز نبي» را در حمايت از «جنبش سبز علوي» سردادند. اين جوانان كه عكس هايي از شهيد همت و باكري را نيز در دست داشتند، نسبت به سوءاستفاده اندكي اغتشاشگر از اعتقادات ديني ملت ايران هشدار دادند.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در پاسخ به اين سؤال شيطنت آميز خبرنگار آلماني كه پرسيد روي يك ديوار نوشته شده 13آبان روزي سبز است، تاكيد كرد: رنگ سبز متعلق به ائمه اطهار(ع) است و هيچ كس حق ندارد از آن سوءاستفاده كند.
علاءالدين بروجردي گفت: امروز جنبش سبز علوي نيز براي مقابله با سوءاستفاده ها شكل گرفته است.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

¤ با اينكه آغاز برنامه ساعت 10 صبح اعلام شده بود ، اما سيل دانش آموزان وجوانان تقريبا در ساعت 30/8 دقيقه ، محدوده خيابان طالقاني حد فاصل خيابان مفتح تا سپهبد قرني را پر كرده بود .
¤ پخش سرودهاي حماسي مرگ بر آمريكا و سرودهاي مشابه از بلندگوهاي يكي دو خودروي مستقر در خيابان طالقاني ، شور و نشاط خاصي به مراسم داده بود .
¤ پوسترهاي بزرگ و البته سبز رنگي از شهيد آيت الله دكتر بهشتي در دستان دانش آموزان و دانشجويان تابلو شده بود كه جمله معروف اين قرباني ترور را خطاب به رئيس جمهور وقت آمريكا بر آن ثبت كرده : «بشنو اين فرياد خشمگينانه ملت ما را ، ببين ! ببين كه چگونه اين ملت فرياد مي زند كه مرگ بر آمريكا ، مرگ بر سازشكار».
¤رنگ سبز اتفاقا در اين روز جلوه خاصي داشت: پوسترهاي شهيد بهشتي با شعارهاي ضد آمريكايي موصوف ، سر بند هاي سبز رنگ «لبيك يا خامنه اي» بر پيشاني دختران و پسران دانش آموز و سبزي پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي ايران !
¤ چهره هاي بي استثنا خندان و بشاش و پر نشاط دختران و پسران دانش آموز كه دسته دسته از گوشه و كنار و از كوچه ها و خيابانها مثل جويهايي كه به سيل خروشاني مي پيوندند ، روح اميد و سر زندگي و انرژي مثبت را به ديگران مي دادند .
¤ تصاويري كه در پوسترها در دست مردم تابلو شده است محدود به همين چند نفر بود : امام خميني ، آيت الله خامنه اي ، شهيد آيت الله دكتر بهشتي ، و پوسترهايي كه جملاتي از دكتر احمدي نژاد و شهيد همت بر آن نقش بسته بود .
¤ در پوستري كه تصوير شهيد همت زينت بخش آن است، اين جمله از وصيتنامه او نقش بسته بود : روشنفكران به اين انقلاب بسيار لطمه زدند ، زيرا نه آن را مي شناختند و نه برايش زحمت و رنجي متحمل شده اند .
¤ برخي از شعارهاي جمعيت بجز شعار هميشگي «مرگ بر آمريكا» و «مرگ بر اسرائيل» عبارت بود از : اين همه لشكر آمده - به عشق رهبر آمده ، يكرنگ مانده ملت ؛ آقا ! سرت سلامت ، آقا ! غمت نباشد ، و: به آمريكا بگوييد : ايران خريدني نيست ؛ سازش نمي پذيرد.
¤ مجري برنامه اعلام كرد كه مراسم امروز مستقيما از سوي رسانه ملي و برخي رسانه هاي جهاني پخش مي شود . اين ابتكار جالب و نشانه اعتماد به نفس گردانندگان مراسم بود .
¤ برنامه دقيقا راس ساعت 10 صبح بدون ثانيه اي كم و زياد آغاز شد و با تلاوت آياتي از كتاب خدا و سپس سرود جمهوري اسلامي ايران ادامه پيدا كرد . سرود توسط گروه موزيك نظامي اجرا شد اما كلام نداشت ؛ كلام آن را صداي هماهنگ جمعيت اجرا كردند .
¤ يكي از خبرنگاران عكاس كه دقايقي بعد از ساعت 10 صبح به خيابان طالقاني رسيده بود ، مي گفت از ميدان هفتم تير پياده آمده ام . پرسيدم : آنجا خبري نبود ؟ گفت : برخي افراد در حال بالا آمدن از پله هاي مترو شعارهايي مي دادند ولي وقتي وارد ميدان مي شدند و هيچ كسي را همراه خود نمي ديدند و از طرفي با شعارهاي كوبنده مردم مواجه مي شدند ساكت مي شدند و برخي به آرامي دستبندهاي سبز خود را باز مي كردند !
¤ خانم رسولي از دانش آموزان و آقاي مهدوي از دانشجويان ، بيانيه هاي كميته هاي دانش آموزي و دانشجويي مراسم 13 آبان را قرائت كردند.
¤ دكتر غلامعلي حداد عادل سخنران مراسم است كه مثل هميشه با آرامش به بيان مطالب خود مي پردازد ، در وسط سخنان او دو بار جمعيت با فريادهاي الله اكبر و شعارهاي مرگ بر آمريكا سخنان او را تاييد كردند، يكي آنجا كه به سه اتفاق روي داده در اين روز پرداخت و در بيان حادثه سوم يعني تسخير لانه جاسوسي به فرمايش امام خميني اشاره كرد كه از اين حادثه به انقلاب دوم و انقلابي بزرگتر از انقلاب اول ياد كرده بودند . دوم آنجا بود كه حداد عادل به كساني پرداخت كه به مناسبت 13 آبان بيانيه صادر كردند اما به مهمترين حادثه تاريخي در اين روز يعني تسخير سفارت آمريكا كوچكترين اشاره اي نكردند .
¤ جمعيت در اواسط سخنراني حداد عادل ، ديگر انتها ندارد . از اين طرف جمعيت تا چهارراه بعدي در خيابان طالقاني هم ادامه پيدا كرده ، از پايين تا سميه و از بالا تا نزديك ميدان هفتم تير .
¤ عكاس كيهان در بازگشت از مراسم مي گويد : مردم پس از پايان مراسم به طور خودجوش به سمت ميدان هفتم تير حركت كردند و در مقابل شعار عده اي كه مي گفتند : يا حسين ! جواب مي دادند : كربلااااا ! و نيز جواب مي دادند : آمريكاي فريبكار ! نماد سبزوبردار ، مرگ بر ديكتاتور مخملي ، سبز فقط سبز علي ؛ لعنت به سبز اموي !
¤ در روزنامه ، به سايتها مراجعه مي كنيم . سايتهاي ضد انقلاب در سردرگمي عجيبي هستند . بي بي سي بدون داشتن خبر دندانگير و باب طبعي ، تنها اشاره كرده است كه تظاهرات 13 آبان با حضور عده اي در تهران برگزار شد .
¤ ظاهرا يكي دو ساعت پس از اينكه مردم خيابانها را ترك كرده اند ، عده اي حدود 100 تا 150 نفر فرصت جولان پيدا كرده اند. يكي از خبرنگاران كه از ميدان انقلاب آمده مي گويد : يكي ازاغتشاشگران در ميدان به يك مامور انتظامي فحش بسيار ركيكي داد. مامور با اينكه بسيار سرخ شده بود گفت : اگر بيش از اين هم فحش بدهي ، اين آرزو را به گور خواهي برد كه واكنشي نشان بدهم . خبرنگار ما در اين لحظه مشاهده كرد همراه فرد اغتشاشگر كه داشت از اين حادثه ! با دوربين تلفن همراه فيلم مي گرفت آن را خاموش كرد ! ظاهرا اين اتفاق در ميدان هفتم تير نيز روي داده است و سرباز مزبور تنها لبخندي حواله فرد فحاش نثار كرده است !
¤ در حدود ساعت 14 نيز عده اي حدود 100 تا 150 نفربه طور پراكنده در محدوده خيابان ولي عصر «عج» بين چهارراه تا ميدان وابتداي فاطمي بالا و پايين مي رفتند و مي آمدند و شعار مي دادند .از نكات جالب اينكه عده اي از اين افراد كه حدود 10 تا 12 نفر بودند شعار مي دادند : نه موسوي ، نه احمدي ؛ فقط رژيم پهلوي . كه مردم با شعار «مرگ بر مزدور آمريكايي» آنها را به فرار واداشتند.
¤ همچنين تني چند از جوانان اغتشاشگر كه عليه موسوي هم شعار مي دادند و انتظار داشتند كه او هم در تظاهرات شركت كند ، پارچه سبز رنگي را به شكل تابوت به صورت چهار نفره حمل مي كردند و مي گفتند : اين تشييع جنازه جنبش سبز است ! آنها همچنين بدون اسم بردن از كسي شعار مي دادند: مرگ بر تو ، مرگ بر تو ، مرگ بر تو !
¤ جالبترين حاشيه ديروز هم احتمالا اين است كه اغتشاشگران كه از كمي تعداد خود وعدم همراهي مردم با آنها بشدت احساس وحشت كرده بودند ، در سايتي ضد انقلابي كه مطالب خود را لحظه به لحظه در آن منتشر مي كنند آورده اند: از كمي تعداد ناراحت نباشيد ، اشتباه استراتژيك ما اين بود كه يك روز غير تعطيل را براي تظاهرات انتخاب كرديم ، خواهش مي كنيم تا يكي دو ساعت ديگر هم تحمل كنيد و در خيابان بمانيد ، ادارات كه تعطيل شوند مردم به ما ملحق مي شوند !!
¤ باران حسابي روز قبل ، هواي تهران را بشدت دلپذير كرده است . از افق ، كوههاي رشته كوه البرز با برفي كه بر ستيغ آن نشسته در ميان آسمان آبي كمياب تهران ، روز 13 آبان امسال را به روزي ماندگار و خاطره انگيز تبديل كرد...

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

ديروز حوالي ظهر و بعد از پايان تظاهرات 13 آبان دكتر مرندي وزير اسبق بهداشت و نماينده كنوني مجلس شوراي اسلامي كه با خودروي شخصي خود در حال بازگشت به منزل بود مورد حمله تعدادي از اراذل و اوباش قرار گرفت. اراذل و اوباش ياد شده در حالي كه نوار سبز به مچ بسته و به قمه و ميلگرد مسلح بودند و شعار «مرگ بر حكومت ديني»! و «درود بر موسوي» سرداده بودند با استفاده از ترافيك سنگين خيابان سرافراز- فاصله دو خيابان شهيد بهشتي و شهيد مطهري- به خودروي دكتر مرندي حمله ور شده و با شكستن شيشه هاي خودرو و سوراخ كردن سقف آن بوسيله قمه، قصد آسيب رساندن به وي را داشتند كه ناكام ماندند. در جريان حمله اراذل و اوباش به دكتر مرندي، چند نفر ديگر از همراهان اراذل و اوباش به فيلمبرداري مشغول بودند.
گفتني است برخي از بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات به استخدام اراذل و اوباش براي خرابكاري و حمله به مردم اعتراف كرده اند.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

بعد از زمين گير شدن ارتش آمريكا در عراق و بر باد رفتن آرزوهايي كه با حمله نظامي به اين كشور در دل داشتند، سناتور «جوزف بايدن» طي مصاحبه اي با اشاره به امتيازاتي كه در اين ماجرا نصيب جمهوري اسلامي ايران شده است گفته بود «بعيد نيست كه ايران در مشاوران بوش نفوذ كرده و با دادن اطلاعات نادرست به رئيس جمهور آمريكا او را فريب داده و براي حمله نظامي به عراق تشويق كرده باشد.» سناتور بايدن چند ساعت بعد در مقابل پرسش هاي پي درپي خبرنگاران اعلام كرد كه احتمال فريب بوش از جانب ايران را تنها به عنوان يك شوخي ديپلماتيك مطرح كرده و مقصود او فقط نشان دادن اين واقعيت بوده است كه حمله نظامي آمريكا به عراق نفعي براي آمريكا نداشته و در مقابل، به افزايش اقتدار ايران كمك كرده است. جوزف بايدن از سرنگوني صدام به عنوان يكي از دشمنان كينه توز ايران، روي كارآمدن اسلامگراها در عراق، نااميدي گروههاي آمريكوفيل -وابسته به آمريكا- در منطقه ، آشكار شدن تقابل آمريكا با جهان اسلام و ... به عنوان امتيازهايي كه در حمله آمريكا به عراق نصيب ايران شده است ياد كرده بود. همان روزها، خبرنگار روزنامه آمريكايي «وال استريت ژورنال» كه براي مصاحبه به كيهان آمده بود نظر نگارنده را درباره اظهارات جوزف بايدن جويا شد و نگارنده در پاسخ گفت؛ «اگر جرج بوش آدمكش و خونريز نبود، براي سلامتي او دعا مي كرديم چرا كه داشتن دشمن احمق نعمت بزرگي است.» خبرنگار وال استريت ژورنال پرسيد؛ آيا تصور نمي كنيد كه عصباني شدن آمريكا از ايران، براي كشورتان عواقب ناگواري داشته باشد؟و نگارنده در پاسخ بر عادلانه و الهي بودن خواسته هاي جمهوري اسلامي ايران تاكيد كرده و به داستاني اشاره كرد كه با رخدادهاي اين روزها و مخصوصاً آنچه ديروز در تظاهرات عظيم 13آبان شاهد بوديم، همخواني قابل توجهي دارد. ماجرا، اين بود و هست؛كه بوميان آفريقا براي چيدن نارگيل با دو مشكل عمده روبرو هستند؛ اول، بالا رفتن از درخت نارگيل كه سخت و دشوار است و دوم، حضور تقريباً دائمي ميمون ها بر فراز درخت هاي نارگيل كه معمولا دردسرسازند. بوميان آفريقايي اين دو مشكل را با مراجعه به «عقل»خود و «حماقت» ميمون ها حل كرده اند. آنها ابتدا به گونه اي مي كوشند تا ميمون ها را عصباني كنند و ميمون هاي به خشم آمده نارگيل ها را از درخت چيده و به سوي بوميان پرتاب مي كنند. تصور ميمون ها آن است كه به جنگ بوميان برخاسته اند و حال آن كه، با چيدن نارگيل ها و پرتاب آن به سوي بوميان، خواسته آنان را برآورده مي كنند...
در جريان فتنه اخير، آمريكا و اسرائيل و دنباله داخلي آنها با مواضعي كه اتخاذ كرده و پروژه اي كه به اجرا درآوردند، براي مردم مسلمان و شريف ايران كمترين ترديدي باقي نگذاشتند كه در پروژه مشترك آمريكا، اسرائيل و سران فتنه - البته سران فتنه فقط نقش كارگزار داشته و دارند- مسائلي نظير انتخابات، دولت دهم و... بهانه است و آنچه آشكارا هدف گيري شده است، اساس نظام اسلامي و آموزه هاي اسلام و انقلاب و امام است. سردادن شعار به نفع اسرائيل در روزقدس، اصرار بر حذف شعار مرگ بر آمريكا در روز 13 آبان- كه به گونه اي مفتضحانه ناكام ماند- همراهي و ائتلاف آشكار آمريكا، اسرائيل، اروپا، گروههاي سلطنت طلب، بهائيان، منافقين، ماركسيست ها، كلان سرمايه داران، بنيادهاي صهيونيستي سوروس، آمريكن اينترپرايز، كارنگي و... با سران فتنه و حمايت بي پرده سياسي، مالي و تداركاتي از آنها، توطئه اي نبود كه از نگاه تيزبين مردم ما پنهان بماند و ماموريت سران فتنه در اجراي اين پروژه، خيانتي نبود كه درك آن نياز به اذهان پيچيده و يا دسترسي به اسناد محرمانه و طبقه بندي شده داشته باشد. خدا رحمت كند مرحوم جلال آل احمد را كه مي گفت وقتي در تظاهرات حزب توده، رفت و آمد برخي از سران حزب به سفارت انگليس و تماس نه چندان پنهان ديپلمات هاي انگليسي با سران حزب را ديدم، بازوبند حزب را از بازو بر زمين انداخته و لگدمال كردم و با خشم و غضب از آن جماعت دوري گزيدم... ياد شهيد بزرگوار آيت الله بهشتي به خير كه مي فرمود «به آمريكا بگوئيد، از ما عصباني باش و از اين عصبانيت بمير».
مردم ايران كه به قول حضرت امام(ره) از مردم حجاز در زمان رسول خدا(ص) و از مردم عراق در دوران حضرت اميرعليه السلام برترند و تاكنون علاوه بر عبور از عقبه هاي سخت و نفس گير، بسياري از توطئه هاي پيچيده دشمنان را خنثي كرده اند، به وضوح و بدون كمترين ابهام، هويت سران فتنه و دست هاي گرداننده آنها را كه از آن سوي مرزها دراز شده بود، مي ديدند و مي شناختند بنابراين بسيار طبيعي و بديهي بود كه ديروز با حضور پرشور و حماسي و گسترده تر و فراتر از سال هاي قبل به صحنه بيايند كه آمدند. آنها آمده بودند تا به قول امام راحل(ره)، تحليل هاي غلط آمريكا و اسرائيل و توطئه هاي خط نفاق جديد را زير گام هاي مصمم خود لگدمال كنند كه كردند.
روز سه شنبه هفته جاري، رهبر معظم انقلاب در ديدار دانش آموزان و دانشجويان با ايشان، به نظريه ابراز شده از سوي «واين برگر» وزير دفاع وقت آمريكا- البته بدون ذكر نام وي- در دوران رياست جمهوري ريگان اشاره فرمودند كه در بازديد از كشورهاي حاشيه خليج فارس طي مصاحبه اي گفته بود؛ بايد «ملت ايران را ريشه كن كرد». واين برگر اين سخنان را بعد از سوال يكي از خبرنگاران اروپايي بر زبان آورد كه از او پرسيده بود، چرا آمريكا هواپيماي مسافربري ايرباس ايران را كه در «كريدور تجاري» پرواز مي كرد هدف موشك هاي ناو وينسنس قرار داده و سرنگون كرده است و بعد از اعلام نظر كارشناسان بين المللي كه اين هواپيما دقيقاً در كريدور -دالان- هوايي تجاري و تعريف شده در حال پرواز بوده است، به جاي عذرخواهي از ايران،به فرمانده ناو وينسنس نشان «لياقت» نيز داده است؟! «واين برگر» به درستي فهميده بود مادام كه «ملت ايران»، ملت ايران است و بر آموزه هاي اسلام سازش ناپذير و عدالت خواه تكيه دارد، سلطه آمريكا و يا هر قدرت بيگانه ديگري را نمي پذيرد...
ديروز اما، بارديگر مقامات آمريكايي و اروپايي و سران رژيم صهيونيستي در نقش همان ميمون هاي آفريقايي -با پوزش از ميمون ها، چرا كه به قول قرآن كريم؛ اولئك كالانعام بل هم اضل- ظاهر شدند و با طراحي فتنه اي كه آشكارا استقلال و سيادت مردم ايران، نظام اسلامي و انقلاب و امام و رهبري يعني همه موجوديت ملت را نشانه رفته بود، بر هوشياري و ايستادگي مردم افزودند... و چه وصف الحال است كلام مبارك حضرت سجاد(ع) كه «الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقا... سپاس خداوندي را كه دشمنان ما را احمق قرار داده است».
حسين شريعتمداري

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

سران آمريكا و انگليس و فرانسه و دبيركل سازمان ملل پس از اعلام لغو مرحله دوم انتخابات افغانستان (به خاطر اعتراض عبدالله عبدالله) و معرفي حامد كرزاي از سوي كميسيون انتخابات اين كشور به رياست جمهوري، بلافاصله رياست جمهوري را به كرزاي تبريك گفتند.
جريان سياسي و رسانه اي وابسته به آمريكا و انگليس در ايران طي هفته هاي اخير تلاش كرده بودند انتخابات ايران و افغانستان را شبيه سازي كنند و آمريكا و انگليس را حامي دموكراسي و راي مردم در افغانستان نشان دهند و حتي ادعا كنند افغانستان به خاطر حضور دولت هاي استعماري، از دموكراسي اي برخوردار است كه ايران از آن برخوردار نيست!
آنچه در اين ميان جالب است تبريك هاي سران دولت هاي آمريكا و انگليس به كرزاي- متهم به تقلب- است. باراك اوباما و گوردون براون بلافاصله پس از به هم خوردن مرحله دوم انتخابات با حامد كرزاي تماس گرفتند. به گزارش راديو فردا و بي بي سي اوباما در گفت وگوي تلفني با كرزاي، ضمن تبريك براي انتخاب مجدد، گفته است «انتخابات همراه با بي نظمي بود اما خرسندم كه سرانجام اين مسئله به كمك قانون اساسي افغانستان حل و فصل شد. شما رهبر قانوني و مشروع افغانستان هستيد. ما بايد فصل تازه اي در امر كشورداري رقم بزنيم و شما ريشه كني فساد را شدت ببخشيد.»
اوباما پس از اين گفت وگو اظهار داشت: آقاي كرزاي مرا مطمئن كرد كه اهميت مقطع فعلي را درك مي كند.
اظهارات اوباما از آن جهت قابل تامل است كه حامد كرزاي با كمك مستقيم دولت بوش روي كار آمد و در دوره اشغال افغانستان كشت و توليد مواد مخدر چند ده برابر شد و در تجارت مذكور، آمريكا به كمك برادر حامد كرزاي (محمد والي) نقش اصلي را داشت.
اخيرا نيويورك تايمز فاش كرد برادر كرزاي از چند سال پيش در ارتباط مستقيم با سازمان سيا مي باشد و حقوق دريافت مي كند.
همزمان با تماس اوباما، رابرت گيبز سخنگوي كاخ سفيد هم گفت: انتخاب مجدد آقاي كرزاي به واشنگتن براي معين كردن استراتژي جنگ كمك مي كند.
در اقدامي هماهنگ، گوردون براون نخست وزير رژيم انگليس هم با حامد كرزاي تماس گرفت و رياست جمهوري وي را تبريك گفت. بي بي سي از قول يك سخنگوي براون گفت: «در اين تماس تلفني، دو طرف درباره اهميت اقدام فوري براي طراحي يك برنامه ايجاد وحدت براي آينده افغانستان گفت وگو كردند.»
ساركوزي رئيس جمهور فرانسه هم ضمن تبريك به حامد كرزاي گفت: «پاريس از شما پشتيباني كامل مي كند.» وي همچنين از متانت عبدالله عبدالله در كنار كشيدن از مرحله دوم انتخابات تشكر كرد!
بان كي مون دبيركل سازمان ملل هم در قبال انتخابات پرشكوه كشورمان موضعي مغرضانه و ابهام پراكنانه اتخاذ كرده بود، ضمن تبريك به كرزاي، گفت: «من از تصميم كميسيون مستقل انتخاباتي افغانستان به خاطر لغو دور دوم انتخابات و اعلام نام حامد كرزاي به عنوان برنده استقبال مي كنم.»
سفارت آمريكا در كابل نيز با صدور بيانيه اي اعلام كرد: «ما به آقاي كرزاي به خاطر پيروزي در اين انتخابات تاريخي تبريك مي گوييم و منتظر آغاز همكاري با او هستيم.»
دولت آمريكا هم خطاب به آقاي عبدالله نوشته است: «ما همچنين به آقاي عبدالله و ديگر نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري بخاطر تلاش هايشان براي تقويت آينده دموكراتيك افغانستان تبريك مي گوييم.»!!
گفتني است سران آمريكا و انگليس برخلاف افتضاحي كه در افغانستان به بار آوردند، حاضر نشدند به انتخاب پرشكوه ملت ايران احترام بگذارند و متقابلا تلاش كردند انتخابات انجام شده را مخدوش جلوه دهند.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

يك سايت وابسته به حزب كارگزاران با فضاسازي دروغين ابراز اميدواري كرد «ميرحسين موسوي به اردوغان بدل شود».
سايت «جوانان فردا» كه تحت عنوان شاخه جوانان حزب كارگزاران فعاليت مي كند، مي نويسد: جنبش سبز از بسياري جهات به حركت اسلامگرايان ليبرال تركيه شباهت دارد. تركيه نيز با كودتاي پس از انتخابات مواجه بود و احزاب پيروز انتخابات، تعطيل و فعالان سياسي بازداشت و محاكمه مي شدند. اما امروز اردوغان نخست وزير تركيه است. آيا موسوي به اردوغان ايران بدل مي شود؟
اين در حالي است كه سايت ياد شده اذعان كرد «جنبش اگرچه سبز نام گرفته اما رنگين كماني از رنگهاست». قياس موسوي با اردوغان و اسلامگرايان تركيه از جهات مختلف مغالطه گونه و مع الفارق است چرا كه اردوغان با غيرتي ستودني و اسلامي، شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي را ملامت و رسوا كرد اما در حاشيه سازي موسوي و كروبي براي راهپيمايي جهاني روز قدس، حاميان بي آبروي وي روي شعار مرگ بر اسرائيل خط كشيدند. و حتي مورد ستايش سران اين رژيم صهيونيستي قرار گرفتند. اردوغان همچنين برخلاف وادادگاني نظير موسوي كه مدام سياست هسته اي كشورمان را به بهانه هاي مختلف تخطئه مي كند، اعلام كرده سياست ايران در اين زمينه درست و مشروع است و رفتار غرب در اين زمينه با ايران غيرمنصفانه مي باشد. او همچنين با تبريك پيروزي دكتر احمدي نژاد در انتخابات و در واكنش به اعتراض روزنامه گاردين اعلام كرد «او دوست ماست».
اين سايت كارگزاراني همچنين از اين تغافل ورزيده كه اردوغان در كشور لائيك ها و ژنرال هاي حاكم آمريكايي، از اسلامگرايي خويش دفاع مي كند و مانند سخنگوي كارگزاران ابراز شرمندگي نمي كند كه بگويد ما ليبرال- دموكرات هستيم. اردوغان و عبدالله گل مانند جمهوري اسلامي ايران، با رأي مردمي اسلامگرا روي كار آمدند و مردم تركيه همانند مردم ايران عناصر لائيك و دست نشانده آمريكا را به تدريج كنار زدند. آمريكايي ها همچنان كه در تركيه تلاش بي حاصلي را براي حذف اسلامگرايان به كار بستند اما ناكام ماندند، در ايران هم سرمايه گذاري گسترده را براي روي كار آوردن عناصر مرعوب- و بعضا هماهنگ با واشنگتن- به كار بستند اما به تدريج بر شكست هايشان افزوده شد كه نمونه بارز آن انتخابات اخير رياست جمهوري بود.
كارگزاراني ها اگر هم دنبال نمونه هايي براي شبيه سازي خود مي گردند بايد سراغ كساني چون نجدت سزر يا آتاتورك بروند يا بسياري از كودتاگران و غاصباني كه در تركيه يا كشورهاي مرتجع منطقه با حمايت آمريكا و انگليس به جنگ رأي و انتخاب مردم رفتند.
اين نيز گفتني است كه مهاجراني از عناصر ارشد كارگزاران هم اكنون به كاسه ليسي آمريكا و انگليس و اداي اظهارات سخيف عليه جمهوري اسلامي مشغول است، همان كسي كه روزي زينت كابينه اصلاحات شمرده مي شد.
به تعبيري «اگر شتر از سوراخ سوزن رد شد» شما هم اردوغان مي شويد.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

سايت ها و رسانه هاي وابسته به ضدانقلاب ديروز براي ساعت ها «هنگ» كردند!
اين رسانه ها كه به ويژه طي چند روز اخير بر شدت فعاليت هاي خود افزوده بودند و از مخاطبان دعوت مي كردند تا از تظاهرات ميليوني! ضدانقلابي در روز 13آبان جا نمانند، ديروز در مواجهه با تركيدن حباب تحليل ها و خبرهاي خود تا ساعاتي در حالت شوك و كما به سر بردند به نحوي كه برخي از آنها حتي تا ساعت 7 و 6 ديشب نيز از انتشار خبري درباره وعده قبلي خود خودداري كردند.
استقبال گرم و جانانه مردمي از تظاهرات ضدآمريكايي و ضداستكباري يوم الله 13آبان و در عين حال بي اعتنايي عمومي به دعوت ضدانقلاب،علت اصلي «هنگ»كردن سايت هاي ضدانقلاب بود. برخي از اين سايت ها و رسانه ها نيز براي خالي نبودن عريضه، از تصاوير آرشيوي تجمعات چند روز پس از انتخابات استفاده كردند تا برخي از مخاطبان ساده دل خود را فريب دهند.
اين رسانه ها روي دعوت كروبي و موسوي براي تجمعي در روز 13 آبان سرمايه گذاري كرده بودند و اين در حالي بود كه دعوت مذكور از آن جهت كه در تناقض و تعارض با مناسبت روز ملي مبارزه با استكبار بود، از ابتدا بي معنا به نظر مي رسيد ضمن اينكه سران اغتشاش با توجه به آبروريزي روز قدس در سر دادن شعارهاي اسرائيل پسند و آمريكايي، اين بار نسبت به تكرار شعارهاي تندي كه ماهيت آنان را نشان دهد، ابراز نگراني كرده بودند.به همين دليل هم معلوم نبود اگر كسي در دعوت آنها شركت كند بالاخره بايد به وظيفه خود عمل كند و به نفع آمريكا و بر عليه جمهوري اسلامي شعار دهد يا ساكت بماند.
بنابر گزارش هاي دريافتي فتنه سبز اين بار با ريزش به مراتب بيشتري نسبت به تجمع حاشيه اي روز قدس مواجه شده بود و به نسبت آن تجمع يك ماه و نيم پيش، تجمع چند ده نفره- و در يكي دو مورد حداكثر چند صدنفره- ديروز از انزواي بيشتر سران فتنه در ميان مردم حكايت مي كرد.
جريان رسانه اي ضد انقلاب از سايت رسمي وابسته به دولت هاي آمريكا و انگليس و فرانسه و آلمان تا سايت ها و رسانه هايي كه با كمك مالي و سياستگذاري دستگاه هاي اطلاعاتي و ديپلماتيك غربي توسط عناصر ضدانقلاب ايراني فعاليت مي كنند،طي يك ماه گذشته سرمايه گذاري كم سابقه اي روي راهپيمايي روز 13آبان كرده و براساس بافته هاي خود به اين توهم رسيده بودند كه جمعيتي چند ده ميليوني آنان را همراهي خواهد كرد. مروري بر دعوت ها و تحليل ها و گزارش هاي سايت هاي آشوب طلبي نظير موج سبز،جرس، روزنت، راديو زمانه،گويا نيوز، صداي آمريكا،بي بي سي، راديو فردا و... ده ها رسانه از اين دست نشان مي دهد كه آنها بارها بر تكرار راهپيمايي هاي ميليوني و تمام كردن كار جمهوري اسلامي در 13آبان (!!) تاكيد كرده بودند و با توجه به تكرار اين به اصطلاح تبليغات القايي و جنگ رواني، بيش از گذشته نزد مخاطبان خود،تبديل به عنوان چوپان دروغگو معرفي شده اند. در عين حال تعبير چند ميليون شايد غلط نباشد اگر اين رقم را به عنوان آماري از تعداد گزارش ها و خبرهاي دروغ همين رسانه ها در نظر بگيريم.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

يك روزنامه آمريكايي با اعلام اينكه «باراك اوباما نمي خواهد اپوزيسيون جمهوري اسلامي را ناديده بگيرد» نوشت: دولت آمريكا به خاطر ضعف اپوزيسيون در ايران نمي تواند كلاه خود را به اين گروه آويزان كند.
لس آنجلس تايمز همچنين از قول مارك فاولر تحليلگر سابق سيا كه اينك رئيس ميز پرشيا هاوس در شركت مشاوره اي بوزآلن هاميلتون واشنگتن است، تأكيد كرد: جمهوري اسلامي به شدت اپوزيسيون را عقيم و خنثي كرده و گردن رهبري آن را زده است. من فكر نمي كنم كه جمهوري اسلامي از اپوزيسيون نگراني داشته باشد.
لس آنجلس تايمز مي افزايد: بسياري از تحليل گران هم بر اين باورند اپوزيسيون سبز توانايي عرضه كردن خود به عنوان يك نيروي آلترناتيو و جايگزين را از دست داده است. فلينت لورت و هيلاري مانلورت كه قبلاً از كارشناسان سيا و شوراي امنيت ملي و وزارت خارجه آمريكا بودند از دولت اوباما خواسته اند نتيجه انتخابات ايران را بپذيرد و با جمهوري اسلامي وارد تعامل شود.
اين روزنامه از قول كريم سجادپور كه از مشاوران دموكرات ها محسوب مي شود نوشت: دولت اوباما نمي تواند كلاهش را بر جنبش سبز بياويزد اما آن را ناديده نمي گيرد. آنها آگاه هستند كه بايد احتمال كنار آمدن با ايران را بدون ريختن آب سرد بر سر جنبش سبز در نظر بگيرند.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

بي اعتنايي مطلق مردم به دعوت سران اغتشاش براي حاشيه سازي در راهپيمايي روز ملي مبارزه با استكبار، نوعي دهن كجي به دعوت گروهك ها هم بود.
راهپيمايي يوم الله 13 آبان در حالي با شكوه تمام و حضور جمعيتي كم سابقه برگزار شد كه در كنار موسوي و كروبي، برخي گروهك هاي نشاندار وابسته به آمريكا هم خواستار حضور در تجمع ضد انقلابي براي ابراز وجود به اصطلاح جنبش سبز شده بودند. 5 گروهك «نهضت آزادي، جبهه ملي، فعالان ملي- مذهبي، حزب ملت، و همبستگي براي دموكراسي» در آستانه 13 آبان با صدور بيانيه اي مشترك از هواداران خود خواسته بودند در تجمع ضد انقلابي مورد حمايت موسوي و كروبي شركت كنند. همزمان گروهك فدائيان خلق، گروهك تروريستي منافقين و برخي عناصر سلطنت طلب نيز از حاشيه سازي براي يوم الله 13 آبان حمايت كرده بودند. بي بي سي با استناد به اظهارات برخي از اين عناصر احتمال داده بود صدها هزار نفر در مخالفت با جمهوري اسلامي تظاهرات كنند!!
آنچه در اين ميان مضحك تر و عبرت آموزتر از همه است اينكه، گروهك هايي - نظير جبهه ملي و نهضت آزادي- از تجمع انحرافي پيشنهادي موسوي و كروبي حمايت كرده بودند كه پس از آمريكا، بزرگ ترين ضربه را از تسخير لانه جاسوسي به دست دانشجويان مسلمان پيرو خط امام خوردند چرا كه اسناد جاسوسي و خيانت اين طيف پس از تسخير سفارت آمريكا به دست دانشجويان افتاد و براي آگاهي افكار عمومي منتشر شد.
ابراهيم يزدي سركرده گروهك نهضت آزادي كه از رابطين خوب سفارت آمريكا محسوب مي شد، در گفت وگو با سايت آشوب طلب جرس، اصل تسخير لانه جاسوسي را تخطئه نكرده و با شعار مرگ بر آمريكا مخالفت نموده اما در عين حال از تجمع ضدانقلابي به بهانه سالروز 13 آبان حمايت كرده بود!
حمايت جاسوسان نشاندار آمريكا از مشي كساني چون موسوي و كروبي، اين پرسش را به طور جدي پيش مي كشد كه آيا بايد منتظر انتشار اسناد مشابهي - لااقل درباره برخي حاميان نزديك و حلقه اصلي اطرافيان آنها- بود؟!
در هر صورت آنچه معلوم شد اين بود كه ننگ جاسوسي و خيانت گروهك هاي ياد شده با رنگ سبز پاك نشد هيچ كه رسوايي بزرگ تري را به ارمغان آورد. اين ننگ البته دامن مدعيان اصلاح طلبي به قرائت آمريكايي را هم گرفت.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 0 |

بسم الله

در حالي كه مذاكرات وين هنوز عملا پايان نيافته و تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود بررسي ها تازه به انتها رسيده است، طرف هاي غربي علائم جالبي درباره «تصور خود از تصميم ايران» بروز مي دهند. رفتار غرب درباره ايران همواره بيش از آنكه متكي بر واقعيات باشد، بر اساس سوء تفاهم پي ريزي شده است. اين يك الگوي تاريخي است كه غربي ها اطلاعات غلط و گاهي خنده دار را «عين حقيقت» فرض كرده اند -جالب است كه در موارد مهمي اين اطلاعات غلط، همان هايي است كه خودشان عمدا و با هدف جنگ رواني عليه ايران ساخته اند!- بر مبناي آن به اختراع تحليل پرداخته اند و بعد هم از اين تحليل ها نتايج استراتژيك گرفته اند در اين باره كه ايران چه كار دارد مي كند و آنها چه بايد بكنند. اين كه بيش از 6 سال است اين رويه ادامه دارد، قبل از هر چيز نشان دهنده اين است كه دستگاه هاي اطلاعاتي غربي همچنان از رخنه در «سيستم تصميم سازي» ايران و حتي درك منطق آن -كه نيازي به رخنه ندارد و فقط كمي هوش و حواس مي خواهد- عاجزند و سياست «مشت بسته ايران» موفق بوده است.
ايران به زودي ارزيابي خود از پيش نويسي را كه مدير كل آژانس روز آخر مذاكرات وين به طرف هاي حاضر ارائه كرد، نهايي خواهدكرد. طرف هاي غربي همگي با اين پيش نويس موافقت كرده و نظر خود را به طور علني اعلام كرده اند. درك علت اينكه چرا غربي ها به اعلام موافقت هماهنگ با اين پيش نويس اصرار دارند البته چندان دشوار نيست. تقريبا واضح است كه اين بخشي از استراتژي بازسازي اجماع است. غربي ها مي خواهند بگويند :«همه موافقند و فقط مانده ايران...» تا با اين روش آسودگي و آرامش ايران براي اتخاد يك تصميم مستقل تحت تاثير قرار بگيرد و به تعبير خودشان «نه» گفتن براي آن سخت شود. اين روش ها البته خيلي قديمي است. آن روز كه نه گفتن خيلي سخت تر از حالا بود اراده ايران تحت تاثير تبليغات غربي قرار نگرفت چه رسد به حالا كه ظاهرا امريكا به توافق محتاج تر است تا ايران. در تهران كسي به اينكه غربي ها با چه چيزي موافق يا مخالفند اهميت نمي دهد و به همين دليل است كه ايران آنچه را كه همه با آن موافقند تازه محتاج بررسي دانسته است.
اينكه پاسخ ايران چه خواهد بود يا بايد باشد موضوع اين نوشته نيست. اين موضوع در عالي ترين سطوح نظام و با حداكثر دقت در زمان كافي در حال بررسي است و غربي ها از همان روشي كه پيشنهاد را به ايران ارائه كرده اند پاسخ ايران را هم در يافت خواهند كرد. مهم اين است كه ببينيم انتظار غرب از ايران بر اساس كدام مباني شكل گرفته است و آن مباني تا چه حد واقعي است. در حدود يك هفته گذشته منابع غربي حداقل 4 افسانه درباره ايران ساخته اند كه نگاهي كوتاه به آنها كاملا روشن مي كند برداشت غرب از آنچه درايران مي گذرد حتي به نحو حداقلي هم شبيه وضعيت واقعي نيست.
1- يكي از كليشه هايي كه به طور ثابت در تحليل هاي غربي تكرار شده اين است كه علت تاخير ايران در پاسخ، وجود اختلاف ميان مقام هاي ايراني است كه باعث شده آنها نتوانند در مورد اين معامله به يك ديدگاه واحد دست پيدا كنند، و جالب تر اينكه غربي ها اختلاف نظر مورد ادعاي خودشان را ادامه اختلافاتي دانسته اند كه پس از انتخابات در ايران رخ داد. فقط به اين دليل كه لحن نوشته هاي رسانه هاي غربي درباره اين موضوع، شباهتي به طنز ندارد مجبوريم فرض كنيم آنها جدا به اين قبيل تحليل ها باور دارند. اين در حالي است كه مراجعه به اظهارات مقام هاي ايراني اتفاقا نشان مي دهد آنها درباره مهم ترين عنصر اين معامله -البته از ديد غربي ها- يعني مسئله خالي شدن ذخيره اورانيوم كشور هيچ اختلافي ندارند و همه آنها بالاتفاق معتقدند تضميني براي اعتماد به غرب در مورد پاي بند ماندن به تحويل مجدد مواد هسته اي به اين وجود ندارد. سخنان روزهاي گذشته رييس و نمايندگان مجلس و وزير خارجه از اين حيث هيچ تفاوتي با يكديگر نداشته است. علاوه بر اين اگر فرض كنيم بحث، گفت و اظهار نظر درباره موضوعي با اين درجه از اهميت كه به طور معمول ميان كارشناسان انجام مي شود به معناي اختلاف نظر در سطح تصميم گيري است پس بايد نتيجه گرفت في المثل كشوري مثل امريكا كاملا دچار فروپاشي سياسي است چرا كه تقريبا درباره هر موضوعي كه تصورش را بكنيد در آن كشور انبوهي از نظرات كارشناسي متفاوت و بلكه متضاد وجود دارد. تصميم سازي استراتژيك درباره مسائلي از اين دست در ايران، مكانيسمي ثابت و بسيار سطح بالا دارد كه از نظرات كارشناسي تغذيه مي كند اما هرگز در آن متوقف و گرفتار نمي شود. غرب اگر فقط چند روز صبر كند خواهد ديد كه اجماع داخلي در ايران در مورد اين موضوع چقدر كامل است.
2- مسئله دوم ادامه رويه جالبي است كه ديپلمات ها ورسانه هاي غربي از زمان مذاكرات اكتبر در ژنو در پيش گرفته اند و همچنان ادامه دارد. آن رويه خوشمزه اين است كه طرف هاي غربي بدون توجه به آنچه درمذاكرات گذشته و با استفاده از امكانات رسانه اي خود اعلام «پيروزي» و «توافق» مي كنند و آنقدر در اين شيپور مي دمند تا همه -ازجمله بعضي در داخل ايران- باور كنند كه حقيقت همان است كه آنها مي گويند. مشخصا براي امريكايي ها اين سياست رسانه اي دو فايده عمده دارد. اول اينكه مي توانند با ادعاي پيروزي در رسانه ها شكست هاي مذاكراتي خود را بپوشانند و از آنجا كه كسي دسترسي به محتواي مذاكرات ندارد احتمال اينكه آنچه آنها مي گويند پذيرفته شود زياد است و دوم اينكه با انتشار گسترده ادعاي توافق مي توانند بعد كه ايران نظر خود را اعلام كرد بگويند ايران زير توافق خود زده است! در ژنو درباره موضوع مبادله مواد و بازديد از فردو هيچ توافقي نشد چرا كه هيئت ايراني اساسا اين موضوعات را بخشي از دستور كار آن گفت وگوها نمي دانست. با اين وجود هنوز مذاكرات تمام نشده بود كه غربي ها گفتند ايران بازرسي از فردو را پذيرفته و درباره صادرات اورانيوم 5/3 درصد و واردات ميله هاي سوخت 20 درصد هم «توافق اصولي» انجام شده است! در حالي كه فقط يك مراجعه ساده به اخبار رسانه ها مي توانست نشان دهد رييس سازمان انرژي اتمي ايران يك هفته قبل ازآن اعلام كرده بود بازديد از فردو بلامانع است و درمورد سوخت راكتور تهران هم پي گيري ها به چند هفته بلكه چند ماه قبل ميان آژانس و سازمان انرژي اتمي بر مي گشت و ربطي به گفت وگوهاي ژنو نداشت. پس از مذاكرات وين هم دقيقا همين اتفاق تكرار شد. در حالي كه آنچه نهايتا در ژنو به دست آمد چيزي بيش از يك پيش نويس نبود، غربي ها بلافاصله پس از اتمام مذاكرات اعلام كردند هيئت ايراني با پيش نويس ارائه شده از جانب البرادعي موافقت كرده و آن را فقط به منظور تصويب نهايي به تهران برده است. اين دروغ هاي شاخدار در حالي گفته مي شد كه به فاصله كمتر از 24 ساعت معلوم شد نه فقط ايران بلكه حتي خود غربي ها هم در وين با اين پيش نويس موافقت نكرده بودند چراكه موافقت خود با آن را يك روز پس از مذاكرات و در خبرهايي از مبدا مسكو، پاريس و واشينگتن اعلام كردند. تنها اتفاقي كه در وين افتاد -و در گزارش هاي خبرگزاري هاي غربي از آن هم كاملا آشكار است- اين است كه ايران سوال ها و ملاحظاتي درباره پيشنهاد 3 كشور كه به واسطه آژانس به ايران ارائه شده بود مطرح كرد. نتيجه نهايي فقط يك پيش نويس براي توافق بود كه ايران بدون هرگونه اظهار نظر آن را به تهران آورد تا بررسي هاي بيشتر روي آن صورت بگيرد. در تهران هم آنچه تاكنون اعلام شده اين است كه ايران ملاحظاتي بسيار مهم نسبت به آنچه دراين پيش نويس آمده دارد. از جمله اين ملاحظات آن است كه تهران به خوبي مي داند اگر مواد هسته اي ايران ازكشور خارج شود، هيچ تضميني براي بازگشت دوباره آن وجود ندارد در نتيجه يا نبايد اين خروج صورت بگيرد يا اگر در بدترين حالت بنا بر مبادله باشد حتما بايد نوعي «همزماني» و «تدريج» در صادرات و واردات مواد هسته اي لحاظ شود. به عبارت ديگر وقتي غربي ها به صراحت اعلام مي كنند در ورود به اين معامله هدفي جز خارج كردن ذخيره اورانيوم ايران از كشور ندارند نبايد توقع داشته باشند ايران اين هدف را دو دستي تقديم آنها كند.
3- سومين تحليل عميقا گمراه كننده در منابع غربي است كه تصور مي كنند ايران اكنون در تنگنا قرار گرفته و نيازمند توافق است. دلايل غربي ها براي توجيه اين ادعا از اصل آن جالب تر است. دليل اول اين است كه مي گويند ايران در هر حال به دريافت سوخت براي راكتور تهران نياز دارد و نمي تواندكارهاي بيمارستاني خود را تعطيل كند. جالب است كه در اين مورداگر تنگنايي هم باشد گريبانگير غربي هاست. ايران به صراحت اعلام كرده كه يا در يك معامله معقول سوخت مورد نيازخود را دريافت مي كند يا اينكه خود اقدام به توليد آن خواهد كرد. هيچ كس بهتر از غربي ها به اين نكته واقف نيست كه ايران به آساني مي تواند تنظيمات تاسيسات خود در نطنز را به گونه اي تغيير دهد كه خروجي آن به جاي اورانيوم 5/3 درصد غنا اورانيوم 20 درصد غنا باشد. ايران قبلا توانايي ها فني خود رابارها به غرب اثبات كرده است. اورانيوم غني شده در نطنز تا سطح 20 درصد به آساني مي تواند درتاسيسات توليد سوخت ايران يعني كارخانه FMP كه سال گذشته در اصفهان افتتاح شد، به ميله هاي سوخت تبديل شود. در واقع پيشنهاد ايران در اين باره كه حاضر است سطح غني سازي خود را در حد 20 درصد نگهدارند وسوخت با غناي بالاتر را از خارج دريافت كند لطفي به غربي هاست كه مي خواهند ايران تجربه غني سازي با درصد هاي بالاتر را پيدا نكند، اگرغربي ها نمي خواهند از اين فرصت استفاده كنند طبعا ايران خود را معطل آنها نخواهد كرد. علت دومي كه غربي ها ضعف ايران را از آن نتيجه گرفته اند اين است كه مي گويند ايران «ناچار شد» تاسيسات فردو را به آژانس اعلام نمايد و در نتيجه اين احتمال كه بتوان آن را متقاعد كرد كارهايي ديگري را هم خلاف ميل خود مي داند بپذيرد زياد است. در واقع اين هم يكي ديگر از خود فريبي هاي غربي ها يا به عبات بهتر دروغ هايي است كه خود ساخته و خود هم باور كرده اند. ايران تاسيسات فردو را يك هفته قبل از آن كه بلوف هاي اطلاعاتي غرب درباره اطلاع از وجود آن شروع شود رسما و علنا به آژانس اظهار كرد. در اين ترديدي نيست كه سرويس هاي غربي در شناسايي اين تاسيسات كاملا ناكام بوده اند والا دليلي نداشت افشاي آن را آنقدر به عقب بيندازند كه ايران خود در نامه اي رسمي تاسيسات را اعلام كند. واقعا آيا قابل باور است غربي هايي كه با اطلاعات دست چندم و خنده دار گروهك مفلوكي مانند منافقين فريفته مي شوند و براي خود آبروريزي درست مي كنند، چنين لقمه گلوگيري دراختيا داشته و آن را رو نكرده باشند؟! پس، اعلام فردو «برنامه» ايران بود نه «غافلگيري» آن. ايران در آستانه مذاكرات ژنو تاسيسات فردو را اعلام كرد تا چند پيام ساده به غرب بدهد: 1- تحريم به عنوان ابزاري براي كند كردن سرعت برنامه هسته اي ايران نتيجه معكوس داده است 2- گزينه نظامي عليه تاسيسات نطنز ديگر يك گزينه واقعي نيست و متوقف كردن غني سازي درايران عملا امكان ناپذير است. 3- تصحيح ذهنيت مذاكراتي غرب در اين باره كه مي تواند تعليق را دوباره به دستور كار مذاكرات با ايران تبديل كند. استدلال بر اينكه ايران در مذاكرات ژنو به هر 3 هدف خود رسيد توضيح واضحات است. غربي ها در ژنو حتي كلمه تحريم را به كار نبردند، ادبيات نظامي حتي از جانب اسراييلي ها متوقف شد و دستور كار مذاكرات در ژنو هم به جاي تعليق فعاليت نطنز، بر بازرسي از فردو متمركز شد. كمترين فايده اعلام تاسيسات فردو در آن مقطع همين مورد اخير يعني عوض كردن فضا و تحت تاثير قرار دادن دستور كار مذاكرات و جايگزين كردن موضوع تعليق با مسئله اي همچون بازرسي از فردو بود كه ايران مخالفتي باآن نداشت. در نتيجه تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود تنگنايي وجود ندارد. ايران هم آماده است كه در معامله اي منطقي سوخت بخرد و هم آماده است سوخت مورد نياز خود را در داخل توليد كند. تنها اتفاقي كه افتاده اين است كه غربي ها حق يك انتخاب در اينجا دارند.
4- و آخرين نكته تكرار ملال آورد اين جمله از جانب غربي هاست كه ايران مي خواهد زمان بخرد و به همين دليل در ارائه پاسخ به پيش نويس غرب تعلل مي كند. اين تحليل بسيار تكراري از حيث مباني دچار مشكلات جدي است. خريد زمان براي كشوري داراي اهميت راهبردي است كه يك كار ناتمام پنهان يا آشكار داشته باشد. اين در حالي استكه ايران مدت هاست مراحل تكنيكي كار خود را به پايان رسانده و اكنون يك چرخه سوخت كامل دارد. راي ايران كه كار فني خود را به پايان رسانده بهترين وضعيت آن است كه مسائل سياسي مربوط به پرونده هم هر چه زودتر حل و فصل شود. در نتيجه ايران در شرايط فعلي به «راه حل» احتياج دارد نه «زمان» منتها اين هم واضح است كه آنچه غربي ها نام آنرا رها حل مي گذارند در موارد زيادي ممكن است براي ايران چيزي بيشتر از يك كلاهبرداري به نظر نرسد.

مهدي محمدي

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 21 |

بسم الله

رئيس مجلس شوراي اسلامي در ديدار با نخست وزير تركيه گفت: جمهوري اسلامي ايران هيچ محدوديتي براي توسعه و گسترش مناسبات برادرانه با تركيه قائل نيست.
رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه در ادامه گفت وگو و تبادل نظر با مقامات عالي رتبه كشورمان پيش از ظهر ديروز با علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي ديدار و گفت وگو كرد.
لاريجاني در ابتداي اين ديدار با اظهار خرسندي از روند رو به رشد همكاري هاي دو كشور در تمامي عرصه ها، سفر نخست وزير تركيه به كشورمان را بسيار با اهميت و مهم خواند و ابراز اطمينان كرد كه اين سفر فصل نويني در همكاري هاي دوستانه دو كشور در زمينه هاي گوناگون خواهد گشود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به تحولات منطقه از جمله افغانستان، عراق و فلسطين اشاره كرد و نقش ايران و تركيه را در آنها راهبردي و مكمل يكديگر خواند و افزود: همكاري دو كشور مي تواند موجب تقويت و تحكيم آرامش و امنيت در منطقه شود. وي در همين زمينه موضع گيري نخست وزير تركيه در مسئله فلسطين به ويژه غزه را ستايش برانگيز دانست و تاكيد كرد: اين موضع گيري ها موجب تقويت جايگاه و نقش آفريني آنكارا در منطقه و جهان اسلام مي شود.
براساس اين گزارش نخست وزير تركيه نيز در اين ديدار روابط دو كشور را فراتر از مناسبات دوستانه خواند و عنوان كرد: ايران و تركيه داراي يك فرهنگ و تمدن مشترك هستند. وي مذاكرات خود با مقامات عالي رتبه سياسي كشورمان را بسيار رضايت بخش دانست و همكاري و همبستگي ميان دو كشور را بسيار مهم عنوان كرد.
رجب طيب اردوغان در ادامه با بيان اينكه منطقه دوران مشكلي را مي گذراند، اظهار داشت: در اين شرايط ايران و تركيه مسئوليت هاي مهمي برعهده دارند.
وي اضافه كرد: ما مجبوريم در منطقه، صلح را برقراري كنيم و راه حل آن نيز به دست كشورهاي منطقه است و نبايد راه حلي از خارج از منطقه بر آن تحميل شود.
وي در ادامه به تحولات فلسطين به ويژه اوضاع غزه و موانع تركيه در اجلاس داووس و لغو مانور نظامي مشترك با رژيم صهيونيستي اشاره كرد و آن را برخاسته از ديدگاه انساني دانست و خواستار همكاري مشترك كشورهاي اسلامي براي كمك به غزه شد.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 21 |

بسم الله

منابع غربي از تدوين راهبردي در آمريكا براي زندگي در كنار يك ايران هسته اي خبر مي دهند.
خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارشي از واشنگتن جزئيات طرحي را منتشر كرد كه طبق آن آمريكا خود را براي پذيرفتن برنامه هسته اي صلح آميز و حتي يك ايران مسلح به سلاح هسته اي آماده مي كند.
اين خبرگزاري با بيان اينكه مقام هاي آمريكايي همچنان تاكيد مي كنند كه سياست رسمي آنها تن ندادن به يك ايران هسته اي و تلاش براي متوقف كردن آن است تاكيد مي كند با اين حال در پس پرده «دولت آمريكا سرگرم فراهم آوردن پايه و اساس سياست هايي است كه هدف آن چگونگي مواجهه با يك ايران هسته اي است».
اين خبرگزاري مي نويسد: «به گفته مقامات سابق و تحليلگران آمريكايي، عوامل يادشده شامل يك سپر دفاعي اخيراً اصلاح شده براي اروپا و نيز ارتقاي سطح مناسبات دفاعي با آن دسته از كشورهاي خليج فارس است كه ايران را براي خود تهديد مي دانند. اندرو كوچين، كارشناس مسائل روسيه در مركز مطالعات راهبردي و بين المللي گفت كه مقامات دولتي آشكارا به يافتن راهي براي مهار يك ايران داراي تسليحات هسته اي مي انديشند. كوچين ادامه داد: «انجام ندادن چنين كاري، مسئوليت ناپذيري صرف از جانب ما محسوب مي شود. واشنگتن از سخن گفتن درباره يك ايران برخوردار از سلاح هسته اي طفره مي رود و معتقد است كه صحبت از اين موضوع به گونه اي تلويحي نوميدي واشنگتن را از بازداشتن ايرانيان از دستيابي به سلاح هسته اي نشان مي دهد».
اين خبرگزاري سپس از قول ريچارد كوگلر، يك مشاور بلندپايه مركز پژوهش سياسي در دانشگاه دفاع ملي مي نويسد كه آمريكا در صورت دست يافتن ايران به سلاح هسته اي «فقط» داراي يك گزينه خواهد بود و آن اين است كه آن را بپذيرد و به فكر جلوگيري از كاربرد كه آن باشد. «اگر ايران در مسير تسليحات هسته اي باقي بماند، تنها گزينه واقع گرايانه پيش روي دولت آمريكا بازداشتن تهران از كاربري اين تسليحات است». آسوشيتدپرس ادامه داد: «اقدام سال جاري دولت آمريكا در زمينه تجديد نظر در ساختار يك سيستم بازدارنده و راداري براي محافظت از اروپا در برابر موشك هاي كوتاه و ميان برد، آشكارا يكي از بخش هاي بازدارندگي در برابر يك ايران هسته اي مي باشد. سيستم پيشنهاد شده مبتني بر اين فرض است كه موشك ها ايراني و حامل كلاهك هاي هسته اي خواهند بود. از اين رو به گفته كوگلر، گام هاي اوليه در آن جهت برداشته شده است». در ادامه اين گزارش آمده است: «به باور كوگلر، اقدام مزبور آمريكا را به سمت بازدارندگي بسط يافته و نوعي چتر بر سر كشورهاي همجواري كه مورد تهديد يك ايران هسته اي قرار گرفته اند، سوق مي دهد».
اي پي سپس با يادآوري سخنان چند ماه پيش كلينتون درباره چتر هسته اي آمريكا بر فراز متحدانش در صورت هسته اي شدن ايران، مي نويسد: «اين اقدام شبيه ايده جنجالي چتر دفاعي ارائه شده از سوي هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكاست كه در ماه ژوئيه آن را ارائه كرد. اظهارات كلينتون خشم اسرائيل را موجب شد. تل آويو ايده كلينتون را به معناي اذعان آمريكا به روند هسته اي شدن ايران و تدارك كنار آمدن با اين كشور، عنوان كرد. كلينتون تاكيد كرد كه هدف از سخنانش اثبات اين موضوع به ايران بود كه از توليد بمب اتمي منتفع نخواهد شد. بازدارندگي بسط يافته به معناي صيانت از دوستان و همپيمانان آمريكا در خاورميانه و اروپا در برابر خطر يك حمله هسته اي از سوي ايران است و شبيه به چتر امنيتي آمريكا براي آلمان در جريان جنگ سرد مي باشد، دوره اي كه در آن انجام حمله اي زميني و يا هسته اي از جانب روسيه، محتمل مي نمود ». بخش انتهايي گزارش اين خبرگزاري آمريكايي نقل قولي است از جان ابي زيد ژنرال بازنشسته اي از سال 2003 تا 2007 بر عمليات نظامي آمريكا در خاورميانه نظارت مي كرد. به نوشته اي پي، وي معتقد است كه يك ايران برخوردار از سلاح هسته اي انجام قضاوت هايي منطقي را موجب خواهد شد. ابي زيد پنجم اكتبر در دانشگاه ويرجينيا گفت: شواهد تاريخي نشان مي دهد كه ايران يك كشور انتحاري نيست. از اين رو، اعتقاد نظامي ام اين است كه بازداشتن ايران، شدني است.
تحليلگران در تهران عقيده دارند اين گزارش ها را در كنار مجموعه گزارش هايي مي توان ارزيابي كرد كه از پذيرش غني سازي در ايران توسط آمريكا خبر مي دهند. از جمله روزنامه نيويورك تايمز كه عموما ديدگاه نخبگان آمريكا را منعكس مي كند روز شنبه گذشته در مقاله اي به قلم مايكل اسلاكمن بر اين نكته تاكيد كرد كه غرب مشكل خود را با ورود به معامله اي كه در آن غني سازي همراه با نظارت هاي بين المللي در ايران انجام شود حل كرده است.
اين روزنامه با اشاره به اينكه «در مذاكرات دشوار و خطير، امكان توافق زماني حاصل مي شود كه دو طرف بتوانند اعلام پيروزي كنند و ممكن است درباره ايران زمان آن رسيده باشد» از قول تريتا پارسي، رئيس شوراي ملي ايران نوشت: «اگر پايان بازي ايراني ها ادامه غني سازي و اگر پايان بازي آمريكا اطمينان از عدم وجود سلاح هسته اي در ايران باشد پس مي توان گفت در برابر موقعيت برنده - برنده قرار داريم». پارسي اضافه كرد:«كساني كه دولت آمريكا را به خاطر مصالحه يا دادن امتياز به ايران مورد انتقاد قرار مي دادند اشتباه مي كنند. تطبيق يافتن با يك واقعيت تغيير نيافتني به معني دادن امتياز نيست. اين توافق از ديد ايران معني مصالحه - كه ميل چنداني هم به آن نشان نداده است - ندارد بلكه جنبه همكاري دارد. براي غرب نيز اين امر به معني امتيازگيري نيست بلكه به معني حصول اطمينان عملي از آن است كه ايران سلاح هسته اي توليد نمي كند.

+ نوشته شده توسط مهدی بیگی در و ساعت 21 |


Powered By
BLOGFA.COM


Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir